تبلیغات
RF2268AM - مطالب كارآفرینی
جمعه 18 آذر 1390

عملکرد صنایع کوچک در هندوستان

   نوشته شده توسط: عارف محمدی    نوع مطلب :كارآفرینی ،بازاریابی ،

مقدمه:
امروزه در کشورهای در حال توسعه، صنعتی شدن به مثابه حل کلیه مشکلات اقتصادی مطرح است به طوری که صاحبنظران مسائل اقتصادی ، آن را مترادف با توسعه یافتگی می دانند. کشورهای در حال توسعه امیدوارند که از طریق صنعتی شدن بر مشکلات عقب ماندگی فنی غلبه کرده و موجبات استفاده کامل از منابع طبیعی ، مواد خام ، سرمایه و نیروی انسانی را فراهم سازند‌. پیشرفتهای سریع کشورهای در حال توسعه نظیر کره جنوبی ، تایوان ، مالزی ،هندوستان ، ترکیه ، اندونزی و کشورهای صنعتی چون آلمان ، ژاپن ، آمریکا و دیگر کشورهای پیشرفته گواه این مدعا است که صنایع کوچک در این کشورها به عنوان پایه های اساسی رشد و توسعه و دستیابی به صنایع مدرن بوده اند به طوری که طبق مطالعات سازمان جهانی کار (
ILO 70) درصد از نوآوریها و اختراعات صنعتی ، توسط کار آفرینانی به وجود آمده که در واحدهای کوچک مشغول به کار بوده اند. یکی از کشورهای در حال توسعه آسیایی که در سالهای اخیر فعالیتهای جالب و چشمگیری را در زمینه صنایع کوچک دنبال نموده کشور هندوستان است که این مقاله به تجربه ارزشمند این کشور می پردازد.

اشتغال
بخش صنایع در مقیاس کوچک (
SSI) در کشور هندوستان فرصتهای شغلی زیادی را برای ساکنان این کشور فراهم کرده است . به طوری که پس از کشاورزی ، در بخش صنایع کوچک به ازای یک میلیون روپیه سرمایه گذاری چهار فرصت شغلی ایجاد می شود.
تحقیقات به عمل آمده توسط وزارتخانه و مرکز ملی انفورماتیک از سال (88-1987) مشاهدات جالب توجه زیر را در ارتباط با اشتغال در بخش صنایع کوچک در پی داشته است .
ایجاد اشتغال در گروه های صنعتی : صنعت محصولات غذایی با فراهم کردن اشتغال برای82/4 میلیون نفر (1/13 درصد) مقام اول ایجاد اشتغال را به خود اختصاص داده است. دو گروه صنعتی بعدی ، محصولات معدنی غیر فلزی با استخدام 46/4 میلیون نفر (2/12 درصد) و صنایع فلزی با استخدام 73/3 میلیون نفر (2/10 درصد) بوده‌اند .
صنایع محصولات شیمیایی ، صنایع قطعات ماشین آلات و قطعات غیر الکترونیکی‌، صنایع محصولات چوبی ، صنایع مواد خام‌، صنایع کاغذ و چوب ، صنایع پوشاک ، خدمات تعمیراتی ومحصولات لاستیک و پلاستیک بین 5 تا 9 درصد در اشتغال سهم داشته اند. در سایر گروهای صنعتی این سهم کمتر از 5 درصد بوده است .
ایجاد اشتغال بر اساس سرانه اشتغال : بالاترین سرانه اشتغال (20 نفر) در صنعت دخانیات بوده که به طور عمده مربوط به توان بالای آنها برای استخدام نیروی کار به ویژه در ایالتهای «ماهاراشترا» ، «آندراپرادش» ، راجستان، «آسام» و «تامیل» است. محصولات پوشاک کتانی با (17) ، محصولات معدنی غیرفلزی (1/14) ، صنایع خام (6/13) ، ماشین آلات الکتریکی و قطعات (2/11) نفر در رده های بعدی قرار گرفتند .
پایین ترین رقم که 4/2 نفر است در مراکز خدمات تعمیراتی بوده است . بالاترین سرانه اشتغال (10) نفر در مناطق شهری و پایین‌ترین آن (5) نفر در مناطق روستایی مشاهده می‌شود. به هر حال در مناطق روستایی نسبت به مناطق شهری ، بالاترین سرانه اشتغال در صنایع محصولات شیمیایی ، محصولات معدنی غیر فلزی و صنایع مواد خام مشاهده می شود. در مناطق شهری بالاترین سرانه اشتغال درمحصولات دخانیات(31 نفر) و به دنبال آن صنایع منسوجات کتانی (18 نفر) ، صنایع مواد خام (13 نفر) و محصولات معدنی غیر فلزی (12 نفر) است.
مناطق روستایی : صنعت محصولات غیر فلزی 7/22 درصد از ایجاد اشتغال در مناطق روستایی را به خود اختصاص داده ، سهم صنعت مواد غذایی 1/21 درصد وسهم صنعت محصولات چوبی ومحصولات شیمیایی 5/17 درصد برآورد شده است .
مناطق شهری : در مناطق شهری ، صنایع مواد غذایی وصنایع محصولات فلزی غالباً سهم مساوی 8/22 درصد از اشتغال را به خود اختصاص داده اند . صنایع ماشین آلات وقطعات غیر الکتریکی ، محصولات معدنی غیر فلزی و صنایع مواد شیمیایی نیز مجموعاً 2/26 درصد در اشتغال سهم داشته اند.
در مناطق شهری صنایع پیشرو عبارتند از : صنعت محصولات فلزی ، صنعت ماشین آلات و قطعات غیر الکتریکی و صنعت چاپ وکاغذ که جمعاً 6/33 درصد سهم در اشتغال برای آنها منظور شده است .
توزیع اشتغال بر اساس ایالت : ایالت تامیل با 5/14 درصد بالاترین سهم اشتغال را و به دنبال آن ایالتهای «ماهاراشترا» (7/6 درصد) ، «آتارپرادش» (5/7 درصد) و «بنگال غربی» (5/ 8 درصد) که سهم کلی آنها 7/27 درصد می باشد ، قرار داشتند.
سهم ایالتهای «گجرات» (6/7 درصد) ، «آندراپرادش» (5/7 درصد) ، «کارناتاکا» (7/6 درصد) و«پنجاب» (6/5 درصد) همگی 4/27 درصد محاسبه شده است .
بالاترین سرانه اشتغال ، با رقم 16،17و14 نفر به ترتیب در «ناگالند» ، «سیکیم» و«دادراونگارهاولی» و در «ماهاراشترا» ، «تریپورا» و«دهلی» 12 نفر بوده است .
«مادیداپرادش» پایین ترین رقم که 2 نفر است را به خود اختصاص داده است. سایر ایالت ها به طور متوسط سرانه 6 نفر را به خود اختصاص داده اند.
تولید
بخش صنایع کوچک نقش حیاتی در رشد و توسعه کشور ایفا می کند. سهم این بخش در تولید ناخالص اقتصاد هندوستان 40 درصد است.
تخمین زده شده است که هر یک میلیون روپیه سرمایه گذاری در بخش صنایع کوچک‌، کالا وخدماتی به ارزش 62/4 میلیون با تقریباً 10 درصد ارزش افزوده ایجاد می کند. طی سالهای اخیر این بخش به سرعت رشد کرده‌، نرخهای رشد طی برنامه دوره های مختلف بسیار فوق العاده بوده است.
تعداد واحدهای صنعتی کوچک که در سال 81-1980 ،74/8 میلیون واحد برآورد شده بود به تعداد 21/31 میلیون واحد در سال 1999 افزایش یافته است.
از سال 91-1990 این بخش روند رشد نسبتاً کمتری را داشته (هر چند روند رشد مثبت است) که تا دو سال بعد نیز ادامه داشته است . به هر حال، این مسئله در دوره بحران عمومی این اقتصاد مشاهده شده است.
همچنین دوران فرایند اصلاحات اقتصادی به وسیله عوامل باز دارنده ای از قبیل فشارهای مبادلات خارجی ، محدودیت اعتبار ؛ بحران تقاضا ، نرخهای بالای درآمد‌، کمبود مواد اولیه وغیره بر روی برخی دوره‌ها مؤثر بوده است .
وقتی که عملکرد این بخش در مقابل رشد تولید کل صنعت در نظر گرفته شود در مورد جهش بخش صنایع کوچک می توان اطمینان حاصل نمود.
از سال 1991 به بعد رشد بخش صنایع کوچک از رشد کل صنعت پیشی گرفته است‌. این روند مثبت احتمالاً طی سالهای گذشته منظم تر شده وآینده ای روشن را برای بخش صنایع کوچک پیش بینی می کند.
صادرات
بخش صنایع کوچک نقش عمده ای در عملکرد فعلی صادرات هندوستان ایفا می کند به طوری که بین 45 تا 50 درصد صادرات هندوستان در این بخش انجام می شود.
صادرات مستقیم از این بخش نزدیک به 35 درصد کل صادرات است. تعداد واحدهای صنعتی کوچک که به طور مستقیم صادرات انجام می دهند بیش از 5000 واحد هستند. در کنار صادرات مستقیم برآورد می شود که واحدهای صنعتی کوچک در حدود 15 درصد صادرات غیر مستقیم را نیز به خود اختصاص دهند. این صادرات به وسیله تجار صادر کننده ، اتاقهای بازرگانی وخانه صادرات انجام می شود . همچنین صادرات انجام شده ممکن است به شکل سفارشات صادراتی از سوی واحدهای بزرگ و یا تولید کالاهای واسطه ای برای استفاده در تولید کالاهای نهایی صادراتی باشند.
دانستن اینکه محصولات غیر سنتی بیش از 95 درصد صادرات بخش صنایع کوچک را به خود اختصاص داده اند بسیاری از افراد را متعجب می سازد.
صادرات بخش صنایع کوچک نرخ رشد لحظه ای فوق العاده در دهه اخیر داشته و این رشد صادرات غالباً از عملکرد واحدهای پوشاک ، چرم ، سنگهای زینتی ، وجواهرات در بخش صنایع کوچک نشأت می گیرد.


ادامه مطلب

شنبه 24 اردیبهشت 1390

مفاهیم و كلیات كارآفرینی

   نوشته شده توسط: عارف محمدی    نوع مطلب :كارآفرینی ،

مقدمه

نخستین گام جهت شناخت و تبیین درست هر مفهوم یا پدیده، ارائه تعریف روشنی از آن است. كارآفرینی مانند سایر واژه‌های مطرح در علوم انسانی هنگامی قابل تحلیل و تبیین است كه بتوان تعاریف روشن و مشخصی از آن ارائه كرد. در مورد كارآفرینی تعریف واحدی وجود ندارد و از ابتدای طرح آن در محافل علمی، تعاریف متفاوتی از دیدگاه‌های گوناگون برای آن بیان گردیده است. اكنون در عرصه جهانی افراد خلاق، نو‌‌آور و مبتكر به عنوان كار‌آفرینان منشاء تحولات بزرگی در زمینه‌های تولیدی و خدماتی شده‌اند كه از ‌آنها به عنوان قهرمانان ملی یاد می‌شود. طی سال‌های 1960 1980  در هندوستان، تنها 500 مؤ‌سسه كارآفرینی شروع به كار كرده‌اند، و حتی شركت‌های بزرگ جهانی برای حل مشكلات خود به كارآفرینان روی آورده‌اند. در واقع چرخ‌های توسعه اقتصادی همواره با توسعه كارآفرینی به حركت در می‌آیند. در ایالات متحده هر سال بیش از یك میلیون فعالیت تجاری جدید شروع به كار می‌كند. این در حالی است كه در ایران حتی یك مؤ‌سسه كارآفرینی در دهه‌های اخیر نداشته‌ایم. از سوی دیگر تغییر فراگیر روش‌ها و نگرش‌ها طی دو دهه اخیر، توجه بسیاری را به آموزش و پرورش و نیز جذب و به كارگیری مدیران كارآفرین سوق داده ‌است. بنابراین از ابتدای دهه 60 توجه بیشتری به كارآفرینان مبذول شد. توجه به كارآفرینی و ایجاد و توسعه آن علیرغم وجود بعضی انگیزه‌های مشخص گام مثبتی در جهت ایجاد فضای مناسب جهت توسعه، افزایش منابع ملی، كاهش نرخ بیكاری، تعادل ساختاری و توسعه در شهرها و روستاها خواهد بود.

كارآفرین

واژه كارآفرین از كلمهEntrepreneur (به معنای متعهد شدن) مشتق شده كه در اصل از زبان فرانسه به دیگر زبان‌ها راه یافته ‌است. انگلیسی‌ها سه اصطلاح با نام‌های ماجراجو، متعهد و كارفرما را در مورد كارآفرین به كار می‌بردند. از نظر آنها،كارآفرین كسی است كه متعهد می‌شودمخاطره‌های یك فعالیت اقتصادی راسازماندهی،اداره وتقبل كند.

در واقع كارآفرین كسی است كه نوآوری خاص داشته باشد. این نوآوری می‌تواند در ارائه یك محصول جدید، ارائه یك خدمت جدید، در طراحی یك فرآیند نوین و یا نوآوری در رضایت مشتری و... باشد.

كارآفرینان در واقع به تغییر به عنوان مقوله تعیین كننده می‌نگرند، آنها ارزش‌ها را تغییر می‌دهند و ماهیت آنها را دچار تحول می‌كنند. آنان برای تحقق این ایده، قدرت ریسك‌پذیری خود را به كار می‌گیرند. به درستی تصمیم‌گیری می‌كنند و از این رو هر كس به درستی اتخاذ تصمیم نماید به نوعی كارآفرین تلقی می‌شود.

از نظر «شومیتر» كارآفرین نیروی محركه و موتور توسعه اقتصادی است. وی مشخصه كارآفرین را نوآوری می‌داند. همچنین «جفری تیمونز» معتقد است كه كارآفرین فردی است كه باعث خلق بینشی ارزشمند از هیچ می‌شود.

كارآفرینی

فرآیندی كه بتواند با استفاده از خلاقیت، چیز نویی را همراه با ارزش جدید با استفاده از زمان، منابع، ریسك و به كارگیری همراهان بوجود آورد كارآفرینی گویند. كارآفرینی فقط فردی نیست. سازمانی هم می‌تواند باشد حتی شركت‌های بزرگ اعم از دولتی و خصوصی هم می‌توانند به كارآفرینی دست زنند. امروزه حتی صحبت از دولت كارآفرین به میان آمده است.

به عقیده «ارتوركول» كارآفرینی عبارت است از فعالیت هدفمند كه شامل یك سری تصمیمات منسجم فرد یا گروهی از افراد برای ایجاد، توسعه یا حفظ واحد اقتصادی است. «روبرت نشتات» كارآفرینی را قبول مخاطره، تعقیب فرصت‌ها، ارضای نیازها از طریق نوآوری و تأسیس یك كسب ‌و ‌كار می‌داند. از نظر «پیتر دراكر» كارآفرینی یك رفتار می‌باشد و در واقع بكاربردن مفاهیم و تكنیك‌های مدیریتی، استانداردسازی محصول، بنا نهادن كار بر پایه آموزش می‌باشد.

عوامل كلیدی كارآفرینی

شش عامل كلیدی در مورد كارآفرینی وجود دارد كه عبارتند از:

1_شناخت هدف 2_داشتن افق فعالیت 3_بكارگیری خلاقیت‌های ذهنی 4_جامعه‌گرا و جامعه‌پذیر بودن5_داشتن شهامت، ابتكار، امیدواری و ریسك‌پذیر بودن 6_واقع‌بینانه برخورد كردن با تفاوت بین خلاقیت‌ها و فرصت‌ها

ویژگی‌های كارآفرینان  

تا به حال ویژگی زیادی در خصوص كارآفرینان بیان شده است. همه كارآفرینان در صفات فردی یكسان نیستند اما ویژگی‌های عمومی در آنها وجود دارد كه عبارتند از:

خلاقیت و نوآوری;هدف‌گرایی;ریسك‌پذیری ; فرصت‌گرایی و فرصت‌شناسی;آینده‌نگری و دوراندیشی ; انعطاف‌پذیری  ;اهل كار و عمل;اعتماد به نفس و خودباوری;واقع‌بینی

مزایا و منافع كارآفرینی

§                   كارآفرینی عامل ترغیب و تشویق سرمایه گذاری است.

§                   كارآفرینی عامل تحریك و تشویق حس رقابت است.

§                   كارآفرینی عامل تغییر و نوآوری است.

§                   كارآفرینی باعث ایجاد اشتغال می‌شود.

§                   كارآفرینی كیفیت زندگی را بهبود می‌بخشد.

§                   كارآفرینی موجب توزیع مناسب درآمد می‌شود.

بنابر منافع مذكور، امروزه در تمام سرمایه‌گذاری‌های دنیا سعی بر این است كه مغزهای متفكر صنعتی را شناسایی و جذب كنند به دلیل اینكه دنیای امروز، جهان علم و تكنولوژی است و ارزش اصلی تولید در مغز انسان‌ها نهفته است.

نقش كارآفرینی در اشتغال

زمانی كه كارآفرینان یك شغل جدید را شروع می‌كنند بالطبع حداقل به یك یا چند نیروی استخدامی نیاز دارند تا كارهای خود را سامان بخشند. كارآفرینان به علت قابلیت اشتغال‌زایی كه دارند، به كاهش نرخ بیكاری كه از اهداف كلان اقتصادی، اجتماعی، دولت‌ها است كمك می‌كنند. بنابراین، كارآفرینی می‌تواند زمینه‌ساز اشتغال نیروی كار باشد و نو‌آوری كه در یك فعالیت اقتصادی توسط خود فرد ایجاد می‌شود منجر به ایجاد اشتغال در جامعه می‌شود. بر اساس آخرین نظرسنجی كه تحت عنوان فرهنگ كار و نگاه ایرانیان در آن انجام شده است فقط 42 درصد از جمعیت ایران خواهان شغل‌های ثابت اداری و یا در چارچوب شغل‌های وظیفه‌گرایی هستند. این در حالی است كه در سال2000 بیش از62 درصد از جمعیت دنیا اظهار داشتند كه می‌خواهند دارای شغل مستقل (فعالیت خوداشتغالی) باشند، 34 درصد از كل جمعیت بالا آماده پذیرش ریسك به منظور دستیابی به رضایت شغلی متكی بر فعالیت‌های فردی تأكید داشتند. امروزه روحیه كارآفرینی به شدت در میان جمعیت جوان ایران در حال گسترش است. از طرفی با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی كشور در حال حاضر، توجه به كارآفرینی بیش از پیش حائز اهمیت شده است. با عنایت به اعمال سیاست‌ كاهش تصدی‌گری دولت و همچنین محدودیت‌های سرمایه‌گذاری در بخش خصوصی، سوق‌دهی جوانان و زنان جویای كار به سمت مشاغل كارآفرینی و خود‌اشتغالی ضرورت می‌یابد. مملكتی كه یكی از آغاز كنندگان تمدن بشری بوده احتیاج به جوانانی دارد كه كانون‌های تولید و اشتغال را در جامعه تشكیل دهند.


ادامه مطلب

جمعه 23 اردیبهشت 1390

تاریخچه تئوری TRIZ

   نوشته شده توسط: عارف محمدی    نوع مطلب :كارآفرینی ،

در سال 400 پس از میلاد، گریک پاپوس اصطلاح "روش اکتشافی" را به عنوان دانش نوآوری و اکتشاف تعریف کرد. لغات نوآوری و اکتشاف معنای وسیعی دارند که شامل کارهای خلاقانه هنرمندان، سیاستمداران، ژنرال ها و ... نیز می شود. ولی اصطلاح "روش اکتشافی" به عنوان فرآیندی برای حل مسائل، شناخته شده بود. آلتشولر با فرآیند نوآوری نظام یافته خود، جان تازه ای به "روش اکتشافی" بخشید. لغت TRIZ سرواژه عبارت روسی است که ترجمه انگلیسی این عبارت "نظریه حل ابتکاری مسئله" است که سرواژه TIPS را می سازد. آلتشولر در کتاب خود با عنوان "خلاقیت به عنوان یک علم تمام عیار" عبارت "نظریه حل ابتکاری مسئله" را به کار برده است. علاوه بر این سازمان های بسیاری TRIZ را با نام "نوآوری نظام یافته" می شناسند. بدون توجه به نام هایی که برای این مفهوم وجود دارد، باید توجه داشت که TRIZ تنها ابزار تقویت نوآوری و ایجاد بهبودهای شگرف در طراحی است. این ابزار قدرتمند نیاز به سازش و ایجاد تعادل ناشی از تضاد بین قیاس های مختلف عملکرد را از بین می برد. ضمناً TRIZ از شناسایی تضادها به عنوان موقعیت هایی برای بهبود و تصحیح فرآیند طراحی استقبال می کند.

هم افزایی

لغت هم افزایی ریشه ای یونانی دارد و به معنای باهم کارکردن و همکاری است. برای بهبود فرآیند طراحی در یک سازمان سه ابزار وجود دارد که عبارتند از: QFD یا گسترش کارکردهای کیفیت، TRIZ یا نظریه حل ابتکاری مسئله و روش تاگوچی.

QFD  به منظور طراحی محصول، تمام اطلاعات مربوط به مشتری را به زبان مهندسی تبدیل می کند. QFD  به سازمان کمک می کند تا سرمایه گذاران و مشتریانش را بهتر درک کند. QFD  عکس العمل مشتری را قبل و بعد از آزمایش محصول یا خدمت به دقت ثبت می کند و بدین وسیله اطلاعات زیادی در مورد نقاط قوت و ضعف محصول به دست می آورد. QFD  نوع بهبودهای آینده را مشخص می کند، ولی هیچ کمکی به فرآیند حل ابتکاری مسئله نمی کند. بنابراین سازمان باید برای تحریک قوه تصور طراحان خود و ایجاد طوفان ذهنی، به ابزاری جدید روی آورد.

نظریه حل ابتکاری مسئله، بهبودهای چشم گیری را در راستای ایجاد طرح های ابتکاری به وجود می آورد و تکامل جهت دار محصول را تسهیل می کند. تکامل جهت دار محصول سازمان را قادر می سازد تا برای آینده طرح هایی ایجاد کند، بدون اینکه منتظر اتفاق باشد. با اینکه TRIZ ابزاری قدرتمند برای ایجاد ایده های جدید است، ولی با این حال فرض می کند که تیم طراحی، مسئله را درست تشخیص داده و برآن متمرکز شده است. TRIZ همچنین به موضوعات مرتبط با کار نهایی طراحی نمی پردازد.

فلسفه طراحی استوار گینچی تاگوچی برای طراحان ابزاری فراهم می کند تا آنها بتوانند نقاط ضعف و قوت عملکرد محصول خود را به درستی تشخیص دهند. طرح استوار به هر جزء ارزشی را نسبت می دهد و در نهایت طرح را قادر می سازد تا مستقل از اثرات خارج از کنترل، در راستای اهداف خود عمل کند. سه علت اصلی تغییرپذیری به شرح زیر می باشند:

1-                تغییر در مواد خام یا قطعات

2-               تغییر در فرپایند ساخت

3-               تغییر در محیطی که محصول درآن به کار گرفته خواهد شد.

همچنین روش تاگوچی طرح های انعطاف پذیری برای فرآیند و محصول خلق می کند و به مهندس طراح اجازه می دهد که برای آینده یا برای نیازهای متغیر پیش بینی و برنامه ریزی کند.

ترکیب این سه روش به یک فرآیند ابتکاری و مشتری گرایی طراحی محصول منجر می شود. برتری این روش کامل در این حقیقت نهفته است که این روش به منابع تغییرات حساس نیست، یعنی در آن هر نوع اثر کنترل شده ای می تواند اتفاق بیفتد، ولی بر عملکرد کالا یا یا خدمت تاثیر منفی نخواهد داشت.


ادامه مطلب

پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390

كارآفرینی Entrepreneurship

   نوشته شده توسط: عارف محمدی    نوع مطلب :كارآفرینی ،

عنوان  :  كارآفرینی Entrepreneurship
نویسنده :  ابراهیم محمدی قراسوئی
كلمات كلیدی  :  فرصت، نیاز، مخاطره، انواع كارآفرینی، مبانی سازمان

واژه كارآفرینی از كلمه فرانسویEntreprenedre ، به معنای متعهد شدن نشأت گرفته و عبارت از فرایند ایجاد ارزش از راه تشكیل مجموعه منحصر بفرد از منابع، به منظور بهره‌گیری از فرصتها است.[1]

پیتر دراكر(1985) معتقد است كارآفرین، كسی است كه فعالیت اقتصادی كوچك و جدیدی را با سرمایه خودش شروع كرده است. وی به تغییر و تحول ماهیت ارزش‌ها توسط كارآفرین، مخاطره‌پذیری و تغییرگرایی كارآفرینان اذعان دارد. دراكر تصریح می‌كند كه كارآفرین مخاطره‌پذیر است، نه سرمایه‌گذار(نقش بیشتر مخاطره آبرویی و مادی در فرایند كارآفرینی). وی اعتقاد دارد كه كارآفرینی یك رفتار است، نه یك صفت خاص در شخصیت افراد.[2]

لاری فرل اعتقاد دارد كه سده بیست و یكم، عصر كارآفرینی است. او معتقد به تفاوت بین سازمانهای كارآفرینی و مدیریتی است؛ مدیریت را نوعی وظیفه می‌داند؛ كه در انتهای چرخه زندگی سازمان(مرحله بلوغ) قرار دارد. در حالی كه كارآفرینی در مراحل تولد و نوجوانی بروز می‌كند.[3]

فرانسویان در اوایل سده 16 میلادی كسانی را كه در امر هدایت مأموریت‌های نظامی بودند؛ كارآفرین می‌خواندند. از آن پس درباره دیگر انواع مخاطرات(Risks) نیز همین واژه با محدودیت‌هایی، مورد استفاده قرار می‌گرفت. از حدود سال 1700 میلادی به بعد، فرانسویان درباره پیمانكاران دولت كه دست‌اندركار ساخت جاده، پل، بندر و تاسیسات بودند؛ به كرات لفظ كارآفرینی را بكار برده‌اند. تمامی مكاتب اقتصادی از قرن 16 میلادی تاكنون به نحوی كارآفرینی را در نظریه‌های اقتصادی خود تشریح كرده‌اند. كانتیلون(1730) بین زمین‌داران، دستمزدبگیران و كارآفرینان، تمایز قایل شده و به عناصر اصلی در فعالیت كارآفرینان یعنی فعالیت در یك محیط همراه با عدم قطعیت، فراهم كردن سرمایه اولیه توسط خود كارآفرین اشاره كرده است. به نظر كانتیلون كارآفرین‌[و كارآفرینی فرایند]، فردی است كه ابزار تولید را به منظور تولید محصولات قابل عرضه به بازار، ادغام می‌كند.[4]

در سال 1848 جان استوارت میل، واژه كارآفرین را از فرانسوی به انگلیسیEntrepreneur))، ترجمه كرد و معتقد بود كه كارآفرینی شامل هدایت، نظارت، كنترل و مخاطره‌پذیری است. او همچنین عامل متمایزكننده مدیر و كارآفرین را مخاطره‌پذیری معرفی كرد.[5]

 

رویکردها به کارآفرینی

سه رویكرد عمده در شناخت كارآفرینی نقش داشته‌اند:

رویكرد اول، رویکرد اقتصادی به این فرایند است؛ فرض اصلی این رویكرد، رفتار عقلایی انسان با منابع كمیاب است. در این رویكرد كارآفرینی ساز و كاری بشمار  می‌رود كه تخصیص بهینه منابع با استفاده از فرصتهای آتی، همراه با مخاطره را میسر می‌سازد؛[6]

رویكرد دوم، رویكردی است كه در جستجوی عوامل روان‌شناختی و شخصیتی كارآفرینان موفق و به دنبال شناسایی ویژگی‌های منحصر بفرد كارآفرینان بوده است؛

رویكرد سوم، رویكرد رفتاری است؛ كه در برگیرنده رویكرد ویژگی‌ها(ی شخصیتی) نیز است. فرد كارآفرین بسته به نقشهایی كه در فرایند تاسیس یك شركت نوپا دارد، مورد تحلیل قرار می‌گیرد.[7]

 

کارآفرینی

فرایند كارآفرینی بر حسب اینكه فرد یا گروه عهده‌دار انجام آن باشند، به دو گروه كارآفرینی فردی و كارآفرینی گروهی تقسیم شده است.

در كارآفرینی فردی ،فرد كارآفرین، فرایند كارآفرینی را از ارائه ایده اولیه تا ارائه محصول به جامعه –كلیه فعالیت‌های لازم برای ایجاد یك بنگاه اقتصادی جدید– را بطور مستقل طی می‌كند؛ كه به این فرآیند، كارآفرینی مستقل می‌گویند؛ یا اینكه فرد كارآفرین، تحت حمایت یك سازمان، فعالیت‌های كارآفرینانه خود را به ثمر می‌رساند كه اصطلاحا به آن كارآفرینی سازمانی گفته می‌شود.

در كارآفرینی گروهی همه افراد یك شركت یا سازمان، به كارآفرینی تشویق می‌شوند و هر یك ازآنان می‌توانند، در نقش كارآفرین انجام وظیفه كنند؛ كه اصطلاحا به این فرایند، كارآفرینی شركتی گفته می‌شود. برخی مواقع یك سازمان غیر انتفاعی به افراد برای شروع كسب و كار [كارآفرینانه] یاری می‌دهد كه در این حالت فرایند كارآفرینی اجتماعی(تركیب بینش و انگیزه‌های تجاری با اهداف و رسالت‌های اجتماعی)، رخ می‌نماید.[8]

 

عوامل موثر بر كارآفرینی

بطور كلی عوامل مؤثر بر كارآفرینی را می‌توان به 5 گروه تقسیم كرد:

1.  شرایط اقتصادی و بازار؛ (منابع مالی، نیروی كار، تسهیلات فیزیكی، زیرساخت‌های اقتصادی، خدمات تخصصی و محیط اقتصادی كلان)؛

2.  ساختار و پویایی صنعت؛ (اندازه، رشد و ساختار بازار و صنعت و استراتژی شركت‌های بزرگ)؛

3.  چارچوب قانون و مقررات؛ (سیستم مالیاتی، سیستم حقوقی و سیاست‌های حمایتی دولت)؛

4.  سرمایه‌های اجتماعی؛ (فرهنگ مشوق كارآفرینی، نهادهای پشتیبان، سیستم آموزشی، شبكه كارآفرینی)؛

5.  جنبه‌های شخصیتی؛ (تجربه كاری، تحصیلات، تمایل به مخاطره و كار سخت، انعطاف‌پذیری، میزان دارایی‌ها، سن و جنسیت).[9]



 .[1] احمد پورداریانی، محمود؛ كارآفرینی، تهران، پردیس، 1383، چاپ پنجم، ص‌ مقدمه ن.

[2]. همان منبع ص21-22.

[3]. كارت رایت، راجر؛ سازمانهای كارآفرین، علی پارسائیان، تهران، ترمه ،1383، چاپ اول، ص37.

[4]. احمد پورداریانی، ص5.

[5]. همان، ص7.

[6]. همان، ص69.

[7]. همان، ص126.

[8]. سعیدی‌كیا، مهدی؛ اصول و مبانی كارآفرینی، تهران، كیا، 1385، چاپ سوم، ص24.

[9]. همان، ص50-49.


چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390

دانش TRIZ

   نوشته شده توسط: عارف محمدی    نوع مطلب :كارآفرینی ،

واژه TRIZ برگرفته شده از حروف اول کلمات در عبارت روسی زیر می باشد: (Teoriya Resheniya Izobrototelskikh Zadatch) که برابر انگلیسی آن عبارت Theory of Inventive Problem Solving (با مخفف TIPS) است که به معنای نظریه حل ابداعانه مساله می باشد . این دانش در سراسر جهان تحت عنوان TRIZ شناخته می شود و متداول شدن این نام به این علت است که بنیانگذار آن ، دانشمند خلاقیت شناس روسی گنریچ سائولویچ آلتشولر (G.S. Altshuller) می باشد .

دانش
TRIZ با نامها و عنوانهای توصیف گر مختلفی همانند نوآوری نظام یافته ، خلاقیت اختراعی ، فناوری خلاقیت و نوآوری ، روش شناسی اختراع ، الگوریتم اختراع ، روش شناسی حل مساله های ابداعی ، روش شناسی حل ابتکاری و ابداعانه مساله ، مهندسی خلاقیت و نوآوری ، روش شناسی خلاقیت ، خلاقیت شناسی اختراع ، خلاقیت شناسی فناوری و مواردی از این قبیل نامیده می شود .

دانش
TRIZ می تواند در دامنه ای از یک طیف مفهومی و گستره ای از تعاریف قرار گیرد که یک انتهای آن نوعی جهان بینی خلاق یا رویکردی جامع به علوم و فناوری و انتهای دیگر آن انواعی از ابزارهای حل خلاق مساله و فنون خلاقیت و نوآوری را شامل گردد .

آلتشولر
TRIZ را تحت عنوان علم فناوری خلاقیت و نوآوری می داند ؛ با نتیجه گیری از دیدگاه آلتشولر می توان TRIZ را نوعی علم خلاقیت شناسی (Creatology) دانست .

یکی از دانشمندان برجسته
TRIZ به نام سیمون ساورانسکی این دانش را چنین تعریف کرده است :

TRIZ ، یک دانش انسانگرای مبتنی بر روش شناسی نظام یافته برای حل ابداعانه مساله است .

همچنین برخی صاحبنظران
TRIZ را این چنین تعریف می کنند :

TRIZ عبارت است از نوعی رویکرد الگوریتمی برای حل ابداعانه مسائل فنی و فناورانه .

با توجه به عنوانهای توصیف گر مختلفی که برای نامیدن
TRIZ ذکر کردیم می توانیم به شناخت بیشتری درباره مفهوم کلی دانش TRIZ دست یابیم

● تاریخچه دانش
TRIZ به چه زمانی باز می گردد ؟

شالوده های دانش
TRIZ از سال ۱۹۴۶ توسط گنریچ آلتشولر بر اساس نتایج حاصل از مطالعه اختراعات مختلف پایه گذاری شد .

آلتشولر که به پدر
TRIZ شهره است در سال ۱۹۲۶ در روسیه متولد گردید ؛ وی که از همان دوران نوجوانی نسبت به ابداعات و اختراعات کنجکاوی و علاقه خاصی داشت و اولین اختراع خود را در سن چهارده سالگی انجام داد ، در اداره ثبت اختراعات مشغول به کار شد .

کار او کمک به مخترعین برای ثبت اختراعاتشان بود ؛ او در حین کار ، گاهی به حل مسائل فنی آنان کمک می کرد . در این دوران بود که او دریافت حل مسائل فنی که منجر به اختراع و نوآوری می شود به اصول و روش هایی فراتر از تکنیکهای خلاقیت شناخته شده تا آن هنگام نیاز دارد . آلتشولر در طی مطالعات خود به این نتیجه مهم رسید که یک نظریه اختراع بایستی دارای چند ویژگی اصلی از جمله موارد زیر باشد :

۱- شامل یک فرایند گام به گام و نظام یافته باشد .

۲- بتواند از میان گستره ای از راه حلها ، مستقیما به بهترین راه حل (راه حل ایده آل یا کمال) منجر گردد .

۳- دارای ویژگی تکرارپذیری باشد .

۴- بتواند ساختاری برای دانش ابداع ارائه نماید .

آلتشولر بیش از بیست هزار اختراع ثبت شده (
Patent) را مورد بررسی قرار داد تا متوجه شود اختراعات به عنوان مساله های ابداعی (یعنی مساله هایی که راه حل آنها مشخص نیست و بایستی آن را با روش های خلاق و ابداعی کشف نمود .) چگونه حل شده اند .

از بین این تعداد آلتشولر چهار هزار اختراع مهم و برجسته و به عبارتی راه حلهای خلاق و ابداعی اصلی را مورد مطالعه عمیقتر قرار داد . براساس نتایج حاصل از این نوع مطالعات خلاقیت شناسی تحلیلی ، آلتشولر به کشفیات بسیار مهمی دست یافت و اصول ، مفاهیم و روش های
TRIZ را به عنوان یک علم نوین و بسیار باارزش به جهان ارائه نمود .

البته این خلاقیت و نوآوری فوق العاده مهم آلتشولر متاسفانه همانند بسیار از کشفیات و اختراعات کوچک و بزرگ تاریخ در ابتدا درک نشده و با انواع مخالفتها ، مقاومتها و بی مهری های تاسف برانگیز (آنچه که در خلاقیت شناسی تحت عنوان اینرسی خلاقیت و نوآوری نامیده می شود .) مواجه شد و آلتشولر همانند بسیاری از دانشمندان و مخترعین سختیها و مرارتهای بسیار زیادی را متحمل گردید که مطالعه آن حاکی از اراده والا و تلاش و پشتکار شگفت انگیز آنان است .

به دلیل بی توجهی ها و مخالفتها در آن زمان ،
TRIZ نتوانست به خوبی در روسیه ایفای نقش نماید اما پس از پایان جنگ جهانی دوم و گسترش ارتباطات ، کشورهای اروپایی ، آمریکا ، ژاپن و دیگر کشورها با دانش TRIZ آشنا شده و با پی بردن به اهمیت فوق العاده زیاد آن بلافاصله آن را جذب کرده و ضمن بکارگیری ، در صدد رشد و توسعه آن برآمدند .

چنانکه در حال حاضر درباره
TRIZ به عنوان یک دانش تخصصی تحقیقات وسیعی به عمل می آید و اصول و مفاهیم آن توسط بسیاری از دانشمندان ، پژوهشگران ، مدیران ، مهندسان و کارشناسان رشته های مختلف علمی در جهت حل مسائل و ایجاد نوآوری ¬ها به کار گرفته می شود و همچنان به سرعت در حال گسترش و تکامل است .

بزرگترین خلاقیت و نوآوری آلتشولر به عنوان یک دانشمند علوم و مهندسی ، یک دانشمند خلاقیت شناس و نیز به عنوان یک مخترع ، خلاقیت و نوآوری او درباره خود موضوع خلاقیت و نوآوری بود .

آلتشولر به عنوان مخترع فنون اختراع و پایه گذار دانش
TRIZ ، با تلاش و پشتکار بسیار زیاد به مدت پنجاه ودو سال در راستای رشد و توسعه آن کوشید و یکی از اصلی ترین و موثرترین بنیانگذاران علم خلاقیت شناسی و از بزرگترین دانشمندان قرن بیستم محسوب می شود . (آلتشولر در سال ۱۹۹۸ در آمریکا از دنیا رفت) نقش و اهمیت نظریه TRIZ شاهکار علمی آلتشولر به قدریست که از جنبه ای می تواند در ردیف نظریه های علمی بزرگی مانند نظریه کوانتومی و نظریه نسبیت قرار گیرد و آلتشولر را با دانشمندان بزرگی مانند پلانک ، انیشتین ، شرودینگر ، پیاژه و پائولینگ همسنگ نماید .

● اجزای اصلی دانش
TRIZ کدامند ؟

به طور کلی مجموعه نتایج حاصل از خلاقیت شناسی تحلیلی اختراعات توسط آلتشولر که تشکیل دهنده دانش
TRIZ است شامل مفاهیم مختلفی است که مهمترین آنها به صورت فهرست وار بیان می نماییم :

۱- قانون افزایش سطح ایده آل بودن (قانون کمال) : به این معنی که نظامهای فنی همواره به سمت افزایش درجه ایده آل بودن یا کمال خود پیش می روند . ایده آلی یا سطح ایده آل بودن عبارت است از نسبت مجموع کلیه جنبه های مثبت و مفید سیستم به مجموع کلیه جنبه های منفی و مضر سیستم .


ادامه مطلب

چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390

TRIZ تئوری حل مسئله به روش ابداعی

   نوشته شده توسط: عارف محمدی    نوع مطلب :كارآفرینی ،

کلمه TRIZ مخفف کلمه روسی Teoriya Rasheneniya Izobretatelskikh Zadath میباشد که در انگلیسی به Theory of Inventive Problem Solving ترجمه شده است.

آلتشولرکه از وی به عنوان پدر تکنیک TRIZ یاد شده است، عقیده دارد که مسائل ابداعی همانند هر مسئله مهندسی قابل کدبندی، کلاسه بندی و حل توأم با متد هستند.
به واسطه وجود محیط رقابتی شدید در دنیا و نیاز مشتری به محصول با کیفیت بالاتر و ارزان تر، نیاز بیشتری به رویکردهای ابداعی در دنیا به وجود آمده است. در حال حاضر فعالیت های علمی باید در سطح بالاتر، با بودجه کمتر و سرعت بیشتری نسبت به گذشته، صورت گیرند. تحقیقات اخیر نشان میدهد که
TRIZ بین 70% تا 300% به تولید ایده برای محصولات و خدمات جدید و ایجاد بهبود کیفیت، سرعت می بخشد. TRIZ تکنیکهای مهندسی و تئوری های علمی را به سمت یک چارچوب سوق میدهد.
این مقاله نشان میدهد که
TRIZ برخلاف آنچه در ابتدا به نظر میرسد، یک روش حل مسئله بر اساس ابزارهای روان شناسی از قبیل طوفان ذهنی،کشف، شهود و خلاقیت نیست. بلکه TRIZ همانند سایر تکنیک های مهندسی از قوانین و قواعد خاصی پیروی میکند. بنابراین هر محقق و کارشناسی با پیروی از این روش میتواند به راه حلهای جدید و ابداعی دستیابد.
همچنین این مقاله اساس
TRIZ را در 50 کلمه بیان میدارد. اصول و روشهای زیادی در TRIZ وجود دارد که اساس و پیکره آن را تشکیل میدهند. مانند 40 اصل ابتکاری، ماتریس تناقضات آلتشولر، ARIZ ، تعیین پیشگویانه خطا AFD ، تکامل هدایت شده محصول DPE . ولی تمام این روش ها خیلی وسیع تر از آنند که جهت درک اساس TRIZ مورد مطاله قرار گیرند.
1- مقدمه
دو دسته مسئله وجود دارد که غالبا ً افراد با آنها مواجه میشوند: مسائلی که دارای راه حل شناخته شده میباشند و مسائلی که هیچ راه حل شناخته شده ای برای آنها وجود ندارد.
دسته اول معمولا ً با استفاده از اطلاعاتی که در کتابها، مقالات و مجلات یافت میشوند و یا با استفاده از دانش و تجربیات متخصصین امر حل میشوند. این گونه مسائل با بکارگیری روشهای مرسوم حل مسئله که در شکل 1 نشان داده شده است قابل حل میباشند. به طوریکه یک مسئله خاص به یک مسئله استاندارد مشابه تبدیل میشود. سپس راه حل استاندارد شناسایی میشود و از آن راه حل مسئله نتیجه میگردد.
به عنوان مثال، در طراحی یک ماشین برش دوار (مسئله خاص) به یک موتور پر قدرت ولی با سرعت 
rpm 100 (دور بر دقیقه) نیاز داریم. در حالیکه اغلب موتورهای AC دارای سرعت rpm 3600 (دور بر دقیقه) میباشند.
ابتدا مسئله را به مسئله استاندارد مشابه تبدیل میکنیم به طوریکه مسئله استاندارد مشابه آن، چگونگی کاهش سرعت موتور میباشد. راه حل استاندارد مشابه آن استفاده از جعبه دنده میباشد. پس یک جعبه دنده با ابعاد، وزن، دور
rpm و گشتاور متناسب با طرحمان طراحی میکنیم.
همان طور که قبلا ً گفته شد دسته دوم مسائلی هستند که دارای راه حل شناخته شده نمیباشند و به آنها مسائل ابداعی اتلاق میشود و ممکن است دارای خواسته ها و نیازهای متناقضی باشند.
در قرن چهارم، دانشمندان مصری که به آنها پپ گفته میشود، فرضیه ای را مبنی بر وجود علمی به نام علم ابتکاری حل مسائل ابداعی مطرح نمودند. در عصر پیشرفته حاضر، حل مسئله به روش ابداعی، در جرگه علوم روان شناسی که پل ارتباطی بین مغز، بینش ، نوآوری و ابداع است قرار داده میشود. روشهایی نظیر طوفان ذهنی، آزمون و خطا روشهایی از این قبیل میباشند.
تعداد آزمایشات بر اساس پیچیدگی مسئله متفاوت میباشد. در صورتیکه بتوان راه حل مناسب را با استفاده از تجربیات یک نفر و یا حیطه علمی خاصی نظیر مهندسی مکانیک بدست آورد، تعداد آزمایشات مورد نیاز محدود خواهد بود. در غیر این صورت، مخترع یا مبدع باید از مرزهای دانش و تجربیات خود فراتر رود و به زمینه های علمی دیگری نظیر شیمی یا الکترونیک نیز نظر افکند. بنابراین تعداد آزمایشات بر اساس اینکه مخترع یا مبدع تا چه حدی میتواند در استفاده از ابزار فکری نظیر طوفان ذهنی، اشراق یا دریافت ناگهانی و خلاقیت ماهر شود، افزایش می یابد.
مشکل بعدی این است که انتقال ابزارهای فکری نظیر تجربه و دریافت ناگهانی به سایر افراد سازمان کاری بس دشوار است.
بنابراین رویکرد بهتری توسط شخصی به نام جنریچ آلتشولر که مبنای آن به جای علم روان شناسی، تکنولوژی و فناوری میباشد، ابداع شد.
او در سال 1926 در اتحاد جماهیر شوروی سابق به دنیا آمد. حس کنجکاوی او در خصوص روشهای حل مسئله، وی را به سمت کشف یک روش استاندارد برای حل مسئله سوق داد. به طور خلاصه آلتشولر به این نتیجه رسید که تئوری ابداع باید در برگیرنده موارد زیر باشد:
1.رویه ای سیستماتیک و قدم به قدم باشد.
2.راهنمایی در فضای نامحدود راه حلهای گوناگون در جهت رسیدن به راه حل ایده آل باشد.
3.تکرارپذیر و قابل اطمینان باشد و وابسته به ابزارهای فکری نباشد.
4.به جوهره وجودی دانش ابداع دسترسی داشته باشد.
5.موجب ارتقاء دانش ابداع گردد.
6.مشابه روشهای عمومی حل مسئله باشد تا مبدع بتواند با دنبال کردن آن، مسئله را حل نماید.
در سال های بعد ، آلتشولر با بررسی بیش از 200,000 اختراع به ثبت رسیده، بدین نتیجه رسید که تمام اختراعات از یک سری قوانین خاص تبعیت میکنند و دارای ویژگی های مشترکی هستند. سپس وی مسائلی ابداعی را مطرح نمود که راه حل بدست آمده برای آنها، مسئله دیگری را نمایان می سازد. مثل افزایش مقاومت یک صفحه فلزی که موجب افزایش وزن آن میگردد.
او اختراعات موجود را با روش جدیدی به جای طبقه بندی بر اساس صنایع مختلف نظیر خودروسازی، صنایع هوایی و غیره، دسته بندی نمود. وی به این نتیجه رسید که معمولا ً مسائل مختلف با استفاده از 40 اصل ابتکاری مشخص حل میشوند.
2- بحث
پیدایش
TRIZ در سال 1946 و به واسطه تحقیقات وسیع آلتشولر و همکارانش در اتحاد جماهیر شوروی سابق می باشد. TRIZ یا تئوری حل مسئله به روش ابداعی، بر اساس این فرضیه که قوانین و اصولی عمومی برای تمام اختراعات و ابداعات وجود دارد بنا نهاده شده است. این فرضیه پایه و اساس اختراعات و ابداعات خلاقانه که در نهایت موجب پیشرفت تکنولوژی میگردند، می باشد. در صورتیکه این قوانین شناسایی و رمز گشایی شوند، می توانند جهت قابل پیشگویی تر شدن فرآیند اختراع و ابداع به انسانها آموخته شوند.
آلتشولر طبق تحقیقاتی که انجام داد، اختراعات به ثبت رسیده را بر اساس سطح ابتکاری بودنشان دسته بندی نمود و آنها را جهت دستیابی به قوانین و اصول ابداع مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. در نتیجه این تحقیقات سه ویژگی عمومی زیر را در ابداع شناسایی نمود: 1.مسائل و راه حل های یکسان و عمومی مشترکی بین صنایع و علوم مختلف وجود دارد.
2.سیر تکامل و تحول فنی صنایع و علوم مختلف دارای الگوهای مشترکی هستند.
3.ابداعات گوناگون از نتایج علمی خارج از محدوده ای که در آن قرار دارند استفاده می نمایند.
در کاربری
TRIZ از این سه ویژگی در راستای خلق یا ایجاد بهبود در محصول، خدمت و یا سیستم استفاده می گردد.
در
TRIZ قوانین زیادی وجود دارد که یکی از آنها قانون افزایش ایده آل گرایی است. این بدان معناست که سیستمها در جهت افزایش درجه ایده آل بودن متحول می شوند و ایده آل گرایی به صورت کسری از مجموع آثار مفید سیستم (Ui Σ ) بر مجموع آثار مضر سیستم (Hj Σ ) تعریف می شود.
آثارمفید سیستم در برگیرنده تمام نتایج ارزشمند عملکرد سیستم و آثار مضر، در برگیرنده ورودی های ناخواسته سیستم از قبیل هزینه، انرژی، آلودگی و خطرات می باشند.
ایده آل ترین حالت زمانی رخ میدهد که فقط نتایج سودمند داشته باشیم و آثار زیان آور صفر باشند. بنابراین از نقطه نظر طراحی، مهندسان باید به دنبال سود بیشتر و کاهش هزینه مواد، نیروی کار ، انرژی و به طور کلی آثار مضر سیستم باشند. معمولا ً وقتی در پی افزایش سود هستیم و اقداماتی را در این خصوص انجام میدهیم، در نتیجه آن آثار مضر نیز افزایش می یابند و تناقضاتی مشاهده می گردند.
ناچارا ً برای اصلاح و بهینه نمودن سیستم مجبور به جایگزینی ها و جابجایی هایی می شویم. ولی قانون ایده آل گرایی
TRIZ ، طراحی را به سمت حل کردن تناقضات طراحی و یا برطرف کردن هر گونه نیاز به جایگزینی سوق می دهد.
سرانجام نتیجه ایده آل نهایی سیستم یا محصولی خواهد بود که عملکردهای سودمند طرح اولیه را همراه دارد ولی ممکن است همان سیستم یا وسیله اولیه نباشد. می توان از تبدیل ساعتهای مکانیکی فنردار به ساعتهای الکترونیکی و دیجیتالی به عنوان مثالی از تحول و حرکت به سمت ایده آل گرایی نام برد.
مثال: قوطی نوشیدنی
قوطی را به عنوان یک سیستم مهندسی که با هدف نگه داری نوشیدنی طراحی شده است، در نظر بگیرید. مشخصه های فیزیکی این سیستم شامل وزن قوطی پر شده، فشار داخلی قوطی، استحکام و صلبیت ساختار قوطی میباشد. عمده عملکرد مفید این سیستم نگه داشتن نوشیدنی است. آثار مضر آن شامل هزینه های مواد اولیه و تولید و فضای هدر رفته ناشی از انبارش قوطی میباشد. نتیجه ایده آل، قوطیی است که در صورت چیده شدن سایر قوطی ها بر روی آن بدون آسیب رسیدن به قوطی و نوشیدنی داخلش باقی بماند.
ارتفاعی که قوطی ها هنگام انبارش بر روی هم چیده می شوند برای ما قابل کنترل نیست. از طرفی قیمت مواد اولیه ما را مجبور به کاهش هزینه های مواد اولیه میکند. جهت این کار باید ضخامت دیواره های قوطی را کاهش دهیم، ولی در این صورت ممکن است قوطی نتواند وزن ناشی از چیدمان سایر قوطی ها را تحمل کند و بنابراین ضخامت دیواره ها باید تا جایی کاهش یابد که قوطی بتواند وزن بار گذاری شده را تحمل کند. این در واقع تناقضی فیزیکی است. به طوریکه اعمال تغییراتی در جهت بهبود یک مشخصه فیزیکی موجب بدتر شدن مشخصه دیگری می شود. اگر بتوانیم این مشکل را حل کنیم به یک سیستم مهندسی ایده آل دست یافته ایم.


ادامه مطلب