تبلیغات
RF2268AM - اصول چهارده گانه دکتر دمینگ
پنجشنبه 28 فروردین 1393

اصول چهارده گانه دکتر دمینگ

   نوشته شده توسط: عارف محمدی    نوع مطلب :ا.مدیریت کیفیت وبهره وری ،

دكتر دمینگ 14 اصل زیر را كه معروف به اصول چهارده گانه دمینگ هستند برای مدیریت بهبود كیفیت و افزایش بهره‌وری ارائه نموده است.

 1.      ایجاد و انتشار اهداف و مقاصد برای سازمان:

مدیریت باید تعهد دائمی خود را نسبت به این اهداف، نشان دهد و همچنین  لازم است كه این اهداف سرمایه‌گذاران، كاركنان، جامعه و فلسفه كیفیت را شامل گردند. این اهداف ثابت نیستند ودائماً در حال تغییر هستند و لذا باید از مشاركت همه افراد سازمان بوجود آیند. همچنین سازمانها باید نگرشی درازمدت، حداقل برای 10 سال داشته باشند و با تعیین اهداف بلند مدت، برای بقا برنامه‌ریزی كرده و برای دستیابی به این اهداف، منابعی را به امور تحقیق و آموزش مستمر اختصاص دهند. در انتها لازم است نوآوری درسازمان گسترش یابد.

“ اگر تفكرناب مسیر برگزیده شده  یك سازمان باشد، باید تمام استراتژی‌های دیگر در راستای پیاده‌سازی تفكر ناب به كار گرفته شوند. داشتن مسیرهای زیاد خوب نیست و نیروهای انسانی را دچار سرگردانی خواهد كرد و منافع بدون برنامه خاصی از بین خواهند رفت. مفهوم بهبود محصولات و خدمات، در ارتباط با اصل اول تفكرناب «تعریف ارزش»، می‌باشد.

ارزش به آنچه كه مشتری می‌خواهد و نیاز دارد مربوط می‌باشد. اولین گام در یك استراتژی ناب مشخص كردن ارزشی است كه برای مشتریان فراهم می‌گردد و بطور مستمر به منظور رشد و پیشرفت سازمان بهبود داده می‌شود.” 

2.      بكارگیری فلسفه جدید:

سازمانها باید درجستجوی بهبودهای بی پایان باشند لذا مدیریت ارشد و هریك از كاركنان باید فلسفه جدید را فرا گیرند و همچنین باید نگرش و برخورد افراد سازمان در مورد كیفیت تغییر یابد. در تفكر ناب، مدیریت بایستی نقشی را بپذیرد كه در راستای این نقش جدید بتواند بهبود وتحول را در سازمان پیاده كند. رهبران باید هم برنده  و هم عاشق تحول باشند. آنها این كار را می‌توانند با اطمینان از این موضوع كه خود وكاركنانشان آموزش مناسب را بمنظور فراهم آوردن امكانات لازم برای  دگرگونی فراگرفته‌اند، شروع كنند

 3.      درك هدف بازرسی:

مدیریت باید درك كند كه هدف از بازرسی، بهبود فرآیند انجام كار و كاهش هزینه‌ ها است. در اكثر موارد بازرسی زیاد هزینه‌بر و غیر قابل اعتماد است و بهتر است در محل‌های مناسب، به جای استفاده از بازرسی زیاد، از بهبودهای بی پایان بهره برد.همچنین باید  نیاز برای بازرسی را به وسیله ایجاد كیفیت در محصول از همان ابتدای كارحذف كرد. اصلاح اشتباهات ابزار دیگری برای ایجاد تفكر ناب است. كه به كم كردن بازرسی نهایی كمك می‌كند هر بار كه مشكلات تعریف می‌شوند و ریشه علتها كشف می‌ شوند، ابزارهای اصلاح اشتباهات، برای اطمینان از اینكه آن مشكل هرگز دوباره رخ نخواهد داد به كارگرفته می‌شوند.

 4.      پایان دادن به پاداش‌های بازاریابی صرفاً براساس قیمت:

سازمان باید به پاداش‌های بازاریابی‌ای كه تنها براساس قیمت می‌باشد پایان دهد، زیرا قیمت بدون در نظر گرفتن كیفیت هیچ معنایی ندارد. یعنی هدف این است كه به منظور گسترش ارتباطات دراز مدت براساس صداقت و اعتماد و در نتیجه ارائه محصولات و خدمات بهتر، برای هر مقوله فقط یك تأمین كننده داشته باشیم.

 5.      بهبود مستمر و مداوم سیستم:

مدیریت باید برای بهبود مستمر و پایدار كیفیت و افزایش بهره‌وری و كاهش هزینه‌ها، مسئولیت بیشتری را در برابر مشكلات بپذیرد و به كاوش و اصلاح مشكلات بپردازد. همچنین پیش از ایجاد مشكلات از وقوع آنها پیشگیری بعمل آورد و برای حذف مشكلات و بهبود مستمر فرآیند، مسئولیت‌ها را به گروه‌ها واگذار كند. به منظور بهبود كیفیت و افزایش بازدهی و در نتیجه كاهش مداوم هزینه‌ها باید سیستم ضایعات را بهبود بخشید. “این اصل مستقیماً با اصل پنجم تفكر ناب در ارتباط است. بهبود مستمر به شكل كایزن، و بهبود ریشه‌ای به شكل كایكاكو كه هر دو بخش‌های جدا نشدنی تفكرناب هستند، باید انجام گردد.”

 6.      نهادینه كردن آموزش:

لازم است هر یك از كاركنان به فلسفه سازمان درباره تعهد به بهبودهای بی‌پایان گرایش یابند. مدیریت باید برای آموزش كاركنان، منابع لازم را تخصیص دهد تا هر یك از كاركنان آموزش‌های مناسب را ببینند و از آنها برای نیاز سنجی و اداره‌ی آموزش‌های بعدی استفاده گردد. به منظور فراهم آوردن ابزارها و تكنیك‌های ناب كه به نیروی كاری در ایجاد بهبود كمك كند، تحقیقات فراوانی صورت گرفته است.باید همواره بر انتقال دانش و آگاهی به نیروهای كاری تمركز شود به طوریكه آنها بتوانند تحول را از خودشان شروع كنند. بدین منظور برپایی كارگاه‌های آموزشی، برای آموزش صحیح در محل‌ كار توصیه می‌شود.

 7.      تعلیم و برقراری رهبری :

 نظارت، مسئولیت مدیر است. او باید برای اجرای فلسفه جدید، ناظران و سرپرستان را با ابزارهای آماری و اصول 14 گانه دمینگ آشنا سازد. در این وضعیت باید به جای ایجاد فضای منفیِ كشف عیب، فضای مثبت و اطمینان بخش ایجاد كرد، به گونه ای كه هر شخص به مهارت خود افتخار كند. همچنین باید ارتباطی شفاف بین مدیریت ارشد و همینطور بین سرپرستان و كاركنان برقرار نمود. نظارت بر مربی‌گری و آموزش نیروی كاری تمركز دارد. همچنین باید بر بهبود سیستم با استفاده از روش مشخصی تمركز داشت كه عبارت از خواستن مداوم از كاركنان برای سخت كاركردن است. احترام به دستورات ناظران بیشتر به خاطر درك و تشخیص بالاتر آنها می‌باشد.

 8.      برطرف كردن ترس و‌ایجاد اعتماد و فضای نوآوری:

مدیریت باید ارتباطات كارآمد و آزاد و كارگروهی را تشویق نماید. احساس ترس به علت فقدان امنیت شغلی، وجود صدمات جسمانی، نبود ارزیابی عملكرد، نادیده گرفتن آرمان سازمان، سرپرستی ضعیف و عدم شناخت از شغل ناشی می‌شود. اگر با كاركنان متناسب با شأن و مهارت آنها برخورد گردد، ترس برطرف شده و كاركنان به شایستگی برای سازمان كار خواهند كرد. در این وضعیت آنها برای بهبود كار، ایده‌های خوبی ارائه می‌دهند.

 9.      بهینه سازی فعالیت‌های گروه‌ها و محیط‌های ستادی:

مدیریت باید به منظور رسیدن به اهداف ومقاصد سازمان، فعالیتهای گروه‌های كاری و محیط‌های ستادی را بهینه نماید. در داخل سازمان بین سطوح مدیریت، واحدها و درون واحدها سدهایی وجود دارد. این سدها به علت وجود ارتباطات ضعیف، بی خبری از مأموریت سازمان، رقابت، ترس، حسادت و كینه‌های شخصی را بوجود می‌آورد. باید تمامی‌واحدهای مختلف هماهنگ با هم كاركنند، رفتار سازمانی تغییر كند، راه‌های ارتباطی باز شوند، گروه‌ها سازمان‌دهی شوند و آموزش بصورت كارگروهی برقرار گردد. برای این منظور ایجاد گروه‌هایی چند تخصصی مانند آنچه در مهندسی همزمان دیده می‌شود، بهترین روش می‌باشد.

 10. حذف شعارها، نصیحت‌ها و هدف‌های توخالی:

نصایحی كه بدون ارائه روش‌های بهبود مشخص و به منظور افزایش كیفیت بیان می‌شوند، سازمان را در موقعیت نامناسبی قرار می‌دهند. این نصایح باعث پیشرفت كار نمی‌شوند، بلكه فقط آرزوهای مدیریت را بیان می‌كنند. لذا باید اهدافی تعیین كرد كه قابل دستیابی بوده و در راستای موفقیت‌های درازمدت سازمان باشند. همچنین باید به این نكته دقت كرد كه بهبود در فرآیند، جز از طریق بكارگیری ابزارها و روش‌های آن بدست نمی‌آید و به جای شعارها و اعلان ها، فرهنگ سازمان را به فرهنگی كه شامل بهبود مستمر مبنی بر حذف اتلافات می‌باشد تغییر داد.

 11. حذف سهمیه‌های كمّی‌ برای نیروی كار و حذف مدیریت برمبنای هدف:

مدیریت به جای تعیین سهمیة كاری، باید روش‌های دیگری را بكارگیرد، زیرا سهمیه كاری بجای تمركز بركیفیت، بركمّیت متمركز می‌شود و همچنین باید به جای مدیریت برمبنای هدف، قابلیت فرآیند و روش‌های بهبود آن را بشناسد، زیرا مدیریت برمبنای اهداف كمی، تلاشی است برای اعمال مدیریت، بدون داشتن اطلاعات در مورد كاری كه باید انجام پذیرد.

 12. حذف سدهایی كه مانع از افتخار كاركنان به مهارتشان می‌شود:

عدم افتخار به كار و مهارت‌ها به دلایل زیر در سازمانها وجود دارد:

12.1.        كاركنان نقش خود را در رابطه با مأموریت سازمان نمی‌دانند. 

12.2.        آنها خود را نسبت به مشكل سیستم مقصر می‌دانند.

12.3.        آموزش مناسب صورت نمی‌پذیرد.

12.4.        در سازمان نظارت و سرپرستی كیفری اعمال می‌گردد.

12.5.        برای انجام كارهای خواسته شده تجهیزات مناسب وجود ندارد.

تقویت افتخار به كار و مهارت، به تعهدی بلند مدت در مدیریت نیاز دارد. اگر كاركنان به كار خود افتخار نموده، در مقابل دیگران احساس سرافرازی كنند، تا آخرین حد در كارشان رشد و پیشرفت خواهندنمود.

 13. تشویق و گسترش آموزش:

به علت ارتباط تنگاتنگ سازمانها و كاركنانشان، سازمانها برای توسعه و ارتقاء به كاركنانی نیازمندند كه پیشرفت نمایند. وهمچنین به علت اینكه پیشرفت احتیاج به آموزش دارد درنتیجه، مدیریت باید در مورد آموزش و پرورش مستمر كاركنان خود، احساس تعهد نمایند.

 14. اقدام در جهت‌ایجاد شرایط برای انجام دگرگونی و تحول:

مدیریت سازمان برای بهبود بی پایان فرآیند، باید بیشترین مسئولیت را متقبل گردد. وی باید برای پیاده سازی فلسفه جدید، ساختاری یكپارجه ایجاد نماید. در این وضعیت لازم است، سازمان فرهنگ خود یعنی انجام كار مثل همیشه را تغییر دهد و فرهنگ بهبود مستمر را جایگزین نماید و در نهایت اگر سازمان می‌خواهد در پیاده‌سازی فرهنگ جدید موفق عمل نماید، باید دارای مدیریتی متعهدو مشاركت‌جو در فرآیند كار باشد.

 با توجه به اصول بیان شده، نتایجی كه از اجرای مدیریت كیفیت جامع در سازمان بدست می‌آید، عبارتند از:

·                      افزایش كیفیت فرآیند تولید و محصول

·                      رضایت مشتری داخلی و خارجی

·                      تحویل به موقع كالا

·                      كاهش هزینه ها

·                      افزایش بهره‌وری در تمامی زمینه ها

·                      توسعه بازار فروش محصولات و خدمات

 


دنبالک ها: public-management ،

How do you get taller?
یکشنبه 26 شهریور 1396 12:18 ق.ظ
Thank you for any other wonderful article. The place else may anybody get that kind of info in such an ideal means
of writing? I have a presentation subsequent week, and I'm at the search for such
info.
foot pain
دوشنبه 13 شهریور 1396 05:31 ب.ظ
This is very interesting, You are a very skilled blogger.
I have joined your feed and look forward to seeking more of your wonderful post.
Also, I have shared your web site in my social networks!
std testing
جمعه 2 تیر 1396 07:00 ب.ظ
core از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب در آیا واقعا حل
و فصل درست با من پس از برخی
از زمان. جایی درون جملات شما قادر
به من مؤمن اما تنها برای کوتاه در حالی که.
من با این حال کردم مشکل خود را با فراز در
مفروضات و شما خواهد را سادگی به پر همه کسانی شکاف.
اگر شما که می توانید انجام من را قطعا تا پایان تحت تاثیر قرار داد.
Sadie
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:02 ق.ظ
Hello, after reading this awesome post i am too
glad to share my knowledge here with colleagues.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر